![]() |
![]() |
|
| مبین که میگوید ببین چه میگوید |
|
دوست داشتن از عشق برتر است.عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي.اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال ،عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد ،دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد. . . . عشق،در هر رنگي و سطحي،با زيبايي محسوس،در نهان يا آشكار،رابطه دارد.چنانكه شوپنهاور ميگويد:"شما بيست سال بر سن معشوقتان بيفزاييد،آنگاه تاثير مستقيم آنرا بر روي احساستان مطالعه كنيد."! . . . عشق با دوري و نزديكي در نوسان است.اگر دوري بطول انجامد ضعيف ميشود،اگر تماس دوام يابد به ابتذال ميكشد.و،تنها با بيم و اميد تزلزل و اضطراب و "ديدار و پرهيز" زنده و نيرومند ميماند.اما دوست داشتن با اين حالات نا آشنا است.دنيايش دنياي ديگري است. . . . عشق زيبايي هاي دلخواه را در معشوق ميآفريند و دوست داشتن زيبايي هاي دلخواه را در " دوست " ميبيند و مي يابد. عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن. عشق بينايي را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد. . . . عشق مامور تن است و دوست داشتن پيغمبر روح. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.عشق غذا خوردن يك گرسنه است و دوست داشتن " همزباني در سرزمين بيگانه يافتن" است. "دکتر شریعتی" |
|
+
پنجشنبه 18 بهمن1386 12:10 سیامک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
سلام
اومدم.اومدم به عشق تمام دلتنگی های پاکی که داریم و فقط با تنهایی هامون قسمت می کنیم. از یه اتاق کوچیک که از تمام خودم با خبره وارد این مسیر شدم.مسیری که فعلا آخرش دیده نمی شه... اسم این مسیرو میذاریم زندگی.چطوره؟ |
|
RSS
|