<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یک فریب ساده ی کوچک...</title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/</link>
<description>مبین که میگوید ببین چه میگوید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 30 Sep 2008 15:18:32 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                      صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                       &lt;FONT color=#ff3366&gt; &quot;عیدتان مبارک&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از تمام سال هایی که صرف شد برای شاه, برای جنگ, برای امریکا , برای بوسنی,فلسطین,لبنان, افغانستان , سوریه ,داغستان... بعد از تمام سال هایی که پدری شد برای دیگران و یتیم ماندیم ما. بعد از تمام سال هایی که از ما گدایی شد برای دیگران. بعد از تمام این سال ها...مهمترین پیام محمود احمدی نژاد برای جهانیان ظهور امام عصر بود و البته باز هم برای ما پیامی نداشت !!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یادم افتاد که : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از یکی از بزرگان مبارز ایران که سال ها در زندان بود دو سه پسر ناخلف بار آمدند . ازآن شخصیت پرسیدند که چرا بچه هایت آن قدر ناخلف شده اند , گفت که من  همه اش زندان بودم پس چه کسی می بایست به آن ها می رسید و تربیت شان می کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه چیزهایی به دست آورده ایم و چه چیز هایی را از دست داده ایم؟! 
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روز مولانا بود. مردی که جهان را تسخیر کرد و هنوز نمی شناسیمش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot; چه زشت است كه بر سر ايراني بودن يا تركي بودن يا روسي بودن مولوي كشمكش دارند روسها و ايراني ها و ترك ها !آتاتورك،نادرشاه و پطركبير به كشورها متعلق اند اما مولوي؟ مولوي از آن كسي نيست،از آن كسي است كه مثنوي را احساس ميكند، شمس از آن كيست؟از آن مولوي ؛ اما اخوي مولوي؟ از آن خانواده اش و محله اش و نه از آن مولوي؛ متوسط ها به ملكيت و تخصيص در مي آيند.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آقای شیخ مدقق کثرالله امثاله و متع الله المسلمین بطول بقائه که از اجله ی اهل منبرند , در مشهد ما روزی بر سر منبر می فرمودند که : &quot;مردم قدر زندگیتان را بدانید و شکر این همه نعمت و راحت که خداوند به شما ارزانی کرده و شما را به برکت دین و ایمانتان در میان همه ی ملت ها عزیز داشته و شما را امت مرحومه شمرده است, به جای آورید, که اروپایی ها به مکافات کفر و نکبت شرکشان گرفتار شده اند که خداوند مجبورشان کرده که در اعماق هولناک چاه های نفت و معدن های زغال و مس و آهن و سرب و غیره کار کنند و با مرگ سیاه و آوار و گرد و خاک قرین باشند یا در کارخانه ها در روغن و دود و بدبختی کار کنند و رنج ببرند. و ماشین بسازند و در کاغذ بپیچند و به این جا بفرستند و ما به برکت این دین و ائمه اطهار دست کنیم و قیمتش رابپردازیم و بدون هیچ دردسری پشتش لم بدهیم و از دسترنج آنها به راحتی استفاده کنیم&quot;!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff3333&gt;و من در دل دعا کردم که خدایا روزی را بیار که ما هم به مکافات اعمال و عقوبت کفرمان گرفتار شویم و آن ها هم کمی مزه ی برکت این دین و ایمان مدققی را بچشند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                  دکتر علی شریعتی _ بازگشت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 15:18:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علی (ع)</title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اينجا آن بحث طولاني را كه امامت يك منصب نيست، يك خصلت است، يادآوري مي كنم. در اينجا، امامي كه خانه نشين است و امامت نمي كند مثل قهرمان جهان است كه يك پهلوان پنبه را به جاي او قهرمان جهان لقب داده اند و نشان و سكوي افتخار و حقوق ويژه؛ در اينجا چه فاجعه اي پيش آمده است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و اين يكي از اشتباهات رايج در انديشه و زبان ما (است)، كه مي گوييم حق علي را پايمال كردند!حق خانواده ي پيغمبر را از ميان بردند!چه مي گوييم؟ علي خود حق است، خاندان علي خود يك حق است، در اينجا اين حق مردم است كه پايمال شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتي بزرگترين نويسنده ي يك ملت يا يك عصر را نمي گذارند چيز بنويسد، نويسنده بودن را از او نمي توانند سلب كنند، اين ملت است، عصر است كه از حق خواندن و داشتن آثار بزرگترين نويسنده اش محروم شده است، حق يك ملت، حق يك عصر سلب شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حكومت علي، ارزشهاي متعالي خاندان علي يعني حقي كه مردم داشتند، يعني حقي كه از آن تاريخ بود، آن را از مردم ، از تاريخ گرفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امامت ، علي بودن است، و اهل بيت، آن رب النوعهاي مثالي و حقيقتهاي اساطير مانندي كه در يك خانه جمع شده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علي را كسي از علي بودن محروم نكرده است، مردم از علي داشتن محروم شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من درباره ي علي، كه شكوه معجزه آساي انسان را در او و از او دريافتم و در او ديدم كه چرا فرشتگان هم مي بايست آدم را سجده مي كردند، داشتم مطلبي مي نوشتم، كلمات نمي آمدند و قدرت توصيف مي لنگيد، به تشبيه پرداختم كه معمولاً جبران ضعف بيان و توصيف است؛ تشبيه نيز دشوار است, گفتم: &quot;شمس مولاناست، ويرژيل دانته است و رستم فردوسي ...!&quot; ديدم نشد، بي مزه و ضعيف مي نمايد و پيداست كه كلمات را پيدا نمي كنم، درماندم، گفتم: &quot;به سكوت گوش فرادهيم تا از علي سخن مي گويد، او با علي آشناتر است&quot;! ناگهان در سكوتي طولاني كه به علي مي انديشيدم ، جمله اي در مغزم افتاد كه احساس كردم از من نيست، سادگي و شگفتي يك الهام را دارد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علي : &quot; انساني كه هست ، از آن گونه كه بايد باشد و نيست &quot;!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزي در ضمن سخنراني، يكي يك مساله علمي را سئوال كرد، علي جوابش را گفت و قانع شد؛ ديگري سئوال اعتقادي كرد، علي فوري جوابش را گفت و قانع شد؛ ديگري سئوالي فقهي كرد و علي جوابش را گفت و قانع شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يكي از همين باند از وسط جلسه فرياد زد: &quot;خدا او را بكشد، عجب آدم باسوادي است،ها&quot;!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;... علي سكوت مي كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; در طول بيست و پنج سالي كه هيچ كاره و بر كنار بود، محافظه كار بود و اكنون كه زمام يك امپراتوري بزرگ را به دست گرفته، انقلابي شده و اين سرنوشتي است كه همه ي انسانها برعكسش را طي مي كنند: همه انقلابيند و وقتي كه روي كار مي آيند ، محافظه كار مي شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; 
&lt;HR&gt;
 چه رنجي بزرگتر از اينكه ملتي عاشق علي باشد و عاقبت يزيد را داشته باشد؛ چه رنجي بالاتر از اينكه كساني كه مي بينيم در چه سطحي از معنويت ، از آگاهي، از منطق و از انصاف هستند ، بايد از علي و از مكتب علي سخن بگويند و مردم را با علي آشنا كنند؛ چه رنجي بالاتر از اينكه در اين دنيا يك ملتي، يك گروهي هست كه مارك علي بر پيشاني سرنوشتش خورده ،(ولي بايد) از فقر، از خواب، از تخدير، از تفرقه، از كوتاه انديشي، از بدبيني، ضعف و ذلت رنج ببرد؛ و چه رنجي بالاتر از اينكه الان مي بينيم نسل قديم ما كه به علي و به مذهب علي وفادار مانده، قدرت زايندگي و حركت خودش را از دست داده و به جمود و توقف دچار شده و نمي تواند نسل آينده را به تاريخ و فرهنگ و مذهب علي پيوند بدهد و آنچه را كه شهداي بزرگ شيعه و علماي بزرگ شيعه و بزرگان و فداكاران و مردم عاشق شيعه به اين نسل سپرده اند، نمي تواند به نسل بعد از خود انتقال دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                        دکتر علی شریعتی - علی (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Sep 2008 06:09:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باکو , پاریس شرق</title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 414px; HEIGHT: 262px&quot; height=313 src=&quot;http://www.chessbase.com/news/2008/baku/baku003.jpg&quot; width=480&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چند روز قبل یه سفر کاری پیش اومد و از طریق مرز زمینی آستارا راهی باکو شدم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;آستارا توسط رودخانه مرزی آستاراچای به دو نیم تقسیم شده که نیمی در ایران و &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نیمی دیگر در جمهوری آذربایجان قرار داره. از آستارا تا باکو تقریباْ ۴ ساعت و نیم فاصله&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;هست و جاده ی باریکی که تقریباْ تا ۱۰ کیلومتری باکو خط کشی و علائم راهنمایی &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نداره و البته پره از پلیس های دوربین بدست آماده برای جریمه های سنگین (جریمه&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;سرعت غیر مجاز ۱۰۰ مانات - هر مانات ۱۲۰۰ تومان)!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مدل رانندگی در باکو برام خیلی جالب و عجیب بود. اول اینکه بیشتر آذری ها عشق&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; ماشینهای شاسی بلندند و جدیدترین ها رو می تونی به وفور ببینی. بستن کمربند&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; ایمنی داخل شهر لازم و تو جاده آزاد(یعنی پلیس گیر نمی ده)!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بیشتر راننده ها وقتی به چراغ قرمز می رسن ترمزهای وحشتناکی می گیرن!!! دلیلشو&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;که پرسیدم فهمیدم که از شنیدن صداش لذت می برن.!!! بصورت غیر ارادی پشت چراغ قرمز&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; و تو ترافیک همه بوق می زنن!!!ماشینهای مدل بالای دیزلی زیاد استفاده میشه هرچند&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;گازوئیل هم گرونه.(لیتری ۴۵۰ تومان). با تمام این رفتارهای عجیب رانندگی حتی یک مورد&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;کوچیک تصادف هم ندیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;تو این سالهای اخیر باکو رشد خیلی سریعی داشته و تقریباْ تو تمام شهر ساخت و سازهای&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; وسیعی انجام میشه. پیمانکارای ترک ایرانی فرانسوی و ... بشدت فعال هستند و روز به روز&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;باکو زیباتر میشه. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بدون شک باکو زیباترین شهر قفقازه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;این چند روز رو مهمون یه خونواده ی آذربایجانی بودم و معنای مهمون نوازی رو به طور کامل &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;درک کردم. یک زندگی بسیار ساده و مردمی فوق العاده قانع. این چیزی بود که لذت بردم ازش.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;شاید سطح درآمد مردم آذربایجان زیاد بالا نباشه و بسیاری از اونا در فقر زندگی کنن اما مردم&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; احساس فقر نمی کنن و از زندگی شون لذت می برن. مردمانی شاد و خوشگذران. شور و رنگ&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;و زندگی در تک تک مردم موج می زنه و آدم از دیدن این همه حرکت و موسیقی لذت می بره.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;باقی مطالب رو کوتاهتر میگم:&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;- حتی یک مورد هم موتورسوار ندیدم!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-آدرس که می پرسی به کاملترین شکل ممکن راهنمائیت می کنن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-جالب ترین و عجیب ترین کار ماها براشون تعارف کردنه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تقریباْ همشون دندون طلا می زارن!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-روبوسی فقط یک بار نه مثل ما سه بار.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-همه ی سوپورهایی که دیدم زن بودن!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-به اتفاق رئیس جمهور و حکومتشون رو صمیمانه دوست دارن!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تعداد پلیس بیش از حد تصوره.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-هنگام ورود به شهر بیشتر از هرچیزی دکل های نفتی به چشم می خوره.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-ساختمان دانشگاه موسیقی و هنرش خیلی زیباست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-در موسیقی تئاتر و اپرا یکی از قدرت هاست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;-تقریباْ همه ی مردها سیگار می کشن.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Sep 2008 09:27:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برادر چراغ ها را باید روشن کرد</title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس اسلام شام و بغداد را رها كنيم، در حرا و در مسجدالنبي بگرديم، تشيع چهارباغ اصفهان را رها كنيم، تشيعي را كه در خانه ي فاطمه روئيد و در صحراي خاموش و خلوت &quot;ربذه&quot; مرد، در محراب كوفه شهيد شد، و كنار فرات، باز جوشيد، بجوئيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در نظام طبقاتي ، توحيد حاكم نيز نقش شرك را دارد،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حاكميت زور، قرآن نيز جانشين &quot;بت&quot; مي شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نه مگر ابوسفيان، در احد، بت عزي را بر سر دست بلند كرده بود و به جنگ محمد آمده بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و فرزندش، معاويه، پس از اسلام، در حكومت اسلام، قرآن را بر سر نيزه پرچم كرد و به جنگ علي آمد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگرديم و آن ايماني را كه در طول زمان و در نظام مشابه حاكم بر زمين(بنام كفر با دين) ، پايمال شده است و غربت، تبعيد شده است و شهيد ، پيدا كنيم و عده اي از مردم ده را همراه ببريم تا آنچه را كه مرداب سازان، در آبگون اين قنات، مدفون كرده اند و از وجدان مذهبي و ضد مذهبي ،روشنفكر و مرتجع دنيا ، مجهول ساخته اند، بشكافيم و بيرون آريم و &quot;جاري&quot; سازيم و اين روستاي بيمار و پژمرده را ، با مزرعه خشكيده و مردم بي خونش ، حيات و حركت و خرمي بخشيم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برادر ، چراغ ها را بايد روشن كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من از تو ، براي طلوع، بي تاب ترم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذار اين مذهب جادو ، در روشني بميرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا &quot; مذهب وحي&quot; را ببينيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چهره ي &quot;علي&quot; ، در روشنائي ، زيبا و خدائي است،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به تو و من، بي مذهب و مذهبي، هر دو ، علي را در تاريكي، نشان داده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                    &quot;گفتگوهای تنهایی - دکتر علی شریعتی&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 Aug 2008 06:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گلشیفته فراهانی در جدیدترین فیلم کارگردان مطرح جهان ریدلی اسکات در کنار لئوناردو دی کاپریو  و راسل کرو نقش آفرینی کرد. این فیلم که از همین حالا یکی از کاندیداهای اصلی جایزه اسکاره از &lt;U&gt;19&lt;/U&gt; مهرماه در سینماهای امریکا و انگلیس اکران میشه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مهمترین شرط این بازیگر ایرانی برای بازی در فیلم ریدلی اسکات استفاده از حجاب کامل در صحنه های مختلف فیلم بود. به همین دلیل ریدلی اسکات ناچار شد برای نقش پرستار عرب فیلمش در فیلمنامه تغییراتی ایجاد کند و تنها در قسمتهایی از فیلم که با توجه به داستان این کار ممکن نبود گلشیفته از کلاه گیس استفاده کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و گلشیفته روز سه شنبه وقتی برای بررسی یک پیشنهاد تازه از هالیوود عازم سفر بود فهمید که ممنوع الخروج است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; یادم افتاد زنده یاد فرهاد مهراد در مصاحبه ای گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot; مملکت ما بسیار مکان مناسبی است برای هرز رفتن استعداد به هرمقیاسی که دلتون بخواد... &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی دانم در المپیک تحقیر شدیم یا حقیر بودیم و نمی دانستیم؟!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداحافظ خودکفایی گندم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پرویز مشرف هنگام کناره گیری از قدرت : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot;من مصلحت مردم را بر مصلحت خود ترجیح می دهم.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 08:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آستارای من سارای من</title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>  &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://parvaz1974.persiangig.com/image/Latun/Latun-6.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در شمالي ترين شهر از شمالي ترين استان اين ديار چيزهايي ميتوان يافت زيبا ، جذاب... چه ميدانم ؟!! عجيب !!&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آستـارا.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;شنيدم كه مي گفتند نام آستارا برگرفته است از تكراربارهاي آهسته رو ، آسته رو...آستارا.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;يعني آهسته برو ، آرام تر ، عجله نكن ، ببين ، نگاه كن ، مراقب باش كه راه سخت دشوار است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مي انديشم كه آهسته رفتن و آرام رفتن&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;نه فقط روي به يك شهر دارد كه از ديرباز گفتند و شنيديم كه در همه جا ، كه در هميشه ي زندگي بايست آرام رفت و با نگاه رفت و مدام؛ كه زندگي راهش همه سخت است و دشوار .پس علت چيست ؟ چه سبب است كه در ميان اين همه شهر و اين همه ديار ، تنها اين جا بنام گفته ميشود كه آهسته برو ؟!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به ذهن سراسر روياي من تنها اين ميتواند پاسخ باشد كه اين شهر همه حرف است و همه سخن. همه عشق است و همه دل. پس عجله نكن. آرام تر ، ببين و بشنو. آهسته رو ، آسته رو ... آستارا.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آهسته رو و ببين مردماني را يكسر صفا چون هواي نابش ، استوار چون كوههايش ، جاري چون خزرش ، آرام چون استيل و به گاه خروشان چون آبشار لاتون ، سر به زير چون برنج شاليزارش ، رها چون نسيم حيرانش ... و آگاه ... و آگاه به استناد خشت خشتِ قدمتِ دبيرستانش.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آهسته رو ... آرام تر ... ببين... بهشت را ببين. بهشتي را كه مردمانش به همت ساخته اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;كه بقول معلم راستين قلم ،دكتر شريعتي، :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&quot; بهشت نام باغي در آن دنياي ديگر نيست ، بهشت نام باغي كه هست نيست ، بهشت نام باغي هست كه در دلهاي بهشتي به ياري هم مي توانند ساخت.&quot;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;BORDER-RIGHT: medium none; PADDING-RIGHT: 0cm; BORDER-TOP: medium none; PADDING-LEFT: 0cm; PADDING-BOTTOM: 1pt; MARGIN-LEFT: 126pt; BORDER-LEFT: medium none; MARGIN-RIGHT: 18pt; PADDING-TOP: 0cm; BORDER-BOTTOM: windowtext 1pt solid; mso-element: para-border-div; mso-border-bottom-alt: solid windowtext .75pt&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: medium none; PADDING-RIGHT: 0cm; BORDER-TOP: medium none; PADDING-LEFT: 0cm; TEXT-JUSTIFY: kashida; PADDING-BOTTOM: 0cm; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; BORDER-LEFT: medium none; PADDING-TOP: 0cm; BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-border-bottom-alt: solid windowtext .75pt; mso-padding-alt: 0cm 0cm 1.0pt 0cm&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;  
&lt;HR&gt;
&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;استیل : دریاچه زیبای استیل که در آن گونه منحصر به فردی از درختان تیره توسکا هست که ریشه شان بر آب شناور است و در طول گذر زمان حرکت می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;        &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;لاتون: آبشار سحر کننده لاتون با بیش از 100 متر ارتفاع&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;        &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حیران: گردنه ی حیران &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;BORDER-RIGHT: medium none; PADDING-RIGHT: 0cm; BORDER-TOP: medium none; PADDING-LEFT: 0cm; PADDING-BOTTOM: 1pt; MARGIN-LEFT: 126pt; BORDER-LEFT: medium none; MARGIN-RIGHT: 18pt; PADDING-TOP: 0cm; BORDER-BOTTOM: windowtext 1pt solid; mso-element: para-border-div; mso-border-bottom-alt: solid windowtext .75pt&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: medium none; PADDING-RIGHT: 0cm; BORDER-TOP: medium none; PADDING-LEFT: 0cm; TEXT-JUSTIFY: kashida; PADDING-BOTTOM: 0cm; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 0cm; BORDER-LEFT: medium none; TEXT-INDENT: -18pt; PADDING-TOP: 0cm; BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt; mso-border-bottom-alt: solid windowtext .75pt; mso-padding-alt: 0cm 0cm 1.0pt 0cm&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دبیرستان: دبیرستان حکیم نظامی آستارا که قدمتی نزدیک به دارالفنون دارد و اولین دبیرستان ایران است که خانمها اجازه تحصیل داشتند&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: medium none; PADDING-RIGHT: 0cm; BORDER-TOP: medium none; PADDING-LEFT: 0cm; TEXT-JUSTIFY: kashida; PADDING-BOTTOM: 0cm; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 0cm; BORDER-LEFT: medium none; TEXT-INDENT: -18pt; PADDING-TOP: 0cm; BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt; mso-border-bottom-alt: solid windowtext .75pt; mso-padding-alt: 0cm 0cm 1.0pt 0cm&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برای آبجی نوای جانم که عزیزترین هدیه خدا برای من و تفنگدارا هست بهترین ها رو آرزو می کنم و خودمون رو شریک غمش. قراره دوباره برگردیم به زندگی. قشنگتر و قوی تر. مگه نه آبجی؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;        &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;روز خبرنگار مبارک نخ سوزن به بهترین خبرنگار دنیا : آبجی نوا&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;        &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;این روزها بوی برنج تو اطراف شهر دیوانه کننده ست...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;        &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ممنونم دکتر مهاجرانی عزیز&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;        &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خسرو شکیبایی. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 09:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;گلچهره مپُـرس آن نـغمه سـرا از تو چــرا جـدا شد &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;     گلچهره مپُـرس پـروانهء تو بی تو  .. کجا رهــا شد &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;               مـپــــــــــــــــــــــــــــــُــــــرس ... مپــــــــــُــــــــــرس&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;                   مرنجان دلـت را خـدا را رها کن غـمت را .. رها کن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;مخور غـــــــــــــــــم مخور غــــــــــــــــــــــــــم نگارا &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;             ..... مخور غم نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگارا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc9900&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Jul 2008 17:45:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک لقمه نان</title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;B Zar&apos;&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 322px; HEIGHT: 182px&quot; height=401 src=&quot;http://i21.tinypic.com/2cgik8w.jpg&quot; width=570&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;چند کیلومتری که از شهر کوچک و ساحلی خود دور می شویم در دامنه ی کوههایی زیبا و سحر کننده, درست در نمائی بی نظیر که شهر کوچک آستارای جمهوری آذربایجان در آنسوی مرز زیر پاست , روستائی کوچک وجود دارد بنام عنبران محله.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;روستائی کوچک و آرام در دل طبیعتِ بی نظیرِ منطقه با رودخانه ای زیبا و جادویی که از میانش می گذرد؛ و جاده ای کم عرض که پس از عبور از خانه های آسیاب (که می گویند تا چندی پیش آسیاب های آبی در آن می چرخیدند) , بسان عشقه بر کوهها پیچیده و گم گشته ... مردمانی ساده, با زبانی متفاوت از دیگر مردمان منطقه .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;مردمانی متفاوت که زیباترین قسمت آبادی خود واقع در تپه ای چشم نواز و بالاتر از هر جای دیگر را گورستان خود انتخاب کرده اند!!!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;روزها اگر سری به این بهشت کوچک بزنی کمتر مردی را می بینی در آن . همه کودکانند و زنان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;میدانی مردانش کجایند؟؟؟...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Tahoma; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;در شهر کوچکمان چارراهی است قرارگاه این مردان. همه به خط؛ آماده؛ ابزار کار در دست؛ اکثراً بی سواد و بسیار دور از امروز(یادمان باشد این بی سواد ها همسایه ی شهرمان –باسوادترین شهر ایران -اند) شغلشان همه کارگری. در انتظار صاحب کاری تا با شنیدن یک صدای کوچک بوق به اتومبیلش حمله برند و التماسش کنند برای کار. و چه کارهائی؟!!... و چه عذابی!!.. و چه التماسی, به چه کسانی؟!!! ...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;همه&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; برای یک لقمه نان.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Tahoma; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;اما در روستا... چاردیواری کهنه و رنگ پریده و هزار نقش گرفته از کودکان روستا معروف به تلفن راه دور.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;در فصل شالی هر صبح نزدیک به 100 زن به انتظار نشسته اند. به انتظار تا صاحبِ زمینی بیاید و آنها را بدقت ببیند , بپسندد و انتخاب کند برای کار. که تا عصر در باتلاقهای شالیِ پر از زالو یکسر خمیده کار کنند &lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;برای یک لقمه نان.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;مردمانی بی بهره حتی از کوچکترین امکاناتی.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;از مردمانش که می پرسیدم می گفتند اینجا تا قبل از انقلاب حتی شعبه ای از بانکِ استان داشتیم و امروز دیگر نداریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;می دانی جرم این مردم چیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #ff6600; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اینها همه اهل سنت اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;جالب اینکه همگی دست بردعای امام خمینی دارند که:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 18pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;خدایش رحمت کند برای شیعه و سنی فرقی قائل نبود.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;     &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;شاید تا چند وقت پیش, زمانی که از کنار این روستاهای به هم پیوسته می گذشتم هیچ فرقی رو نمی فهمیدم اما امروز با توجه به کارم و حضورم در میان مردمانی از این دیار چیزهایی دیدم و حس کردم دردناک.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;          &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;حاجی &lt;A href=&quot;http://www.intoinaman.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;حمید&lt;/A&gt; رفت که دو لایه بشه. این بهترین سفر نوش جونت حاجی. التماس دعا.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;چه لحظه ی نابی بود تر شدن نگاه تفنگدارا وقت رفتنت. حتی اگه دور بودیم از هم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;تا حالا می گفتیم حاجی حمید حالا می گیم حاجی حاجی حمید. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;         &lt;A href=&quot;http://www.divaneyejade.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;امیر&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;A href=&quot;http://www.truckdriver.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;علی&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://navayeneyzaar.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;نوا&lt;/A&gt; کوفتتون بشه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 36pt 0pt 126pt; TEXT-INDENT: -18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%; mso-list: l0 level1 lfo1; tab-stops: list 36.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-fareast-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-list: Ignore&quot;&gt;-&lt;SPAN style=&quot;FONT: 7pt &apos;Times New Roman&apos;&quot;&gt;          &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;چه ثروتمندیم ما تفنگدارا و چه زلالند دوستانم. همیشه به این فکر می کنم که خدایا ما لیاقت نوا رو داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 15:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قسمتهایی از ابوذر که همه درس است و زندگی.</title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ابوذر حج را تمام کرد و به منی رفت, به او خبر دادند که عثمان نماز را در سفر چهار رکعت خواند.آثار غضب چهره اش را فراگرفت و با لحن بسیار زننده ای به عثمان حمله کرد و سپس گفت : من با رسول خدا در سفر نماز خوانده ام, او دو رکعت می خواند, با ابوبکر و عمر همین طور نماز خواندم , عثمان چگونه آن را تمام می خواند؟!.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سپس ایستاد و خودش هم چهار رکعت خواند. عده ای که حاضر بودند از دیدن این منظره تعجب کردند و چون نماز به پایان رسید گفتند : تو این را بر امیرالمومنین عیب گرفتی, چگونه خودت آن را انجام می دهی؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;-&lt;FONT color=#ff6600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt; نفاق بدتر است!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;... بنا براین بود که برادر شهید چند کلمه ای سخن بگوید و نمایش آغاز شود , اما به وی خبر رسید که احتمالاً &quot;سانسور کنندگان&quot; بمبی در زیر صحنه کارگذاشته اند تا برادرانش به هنگام اجرای نمایش در روی صحنه آسیب بینند, بدین سبب وی تصمیم گرفت به تفصیل سخن بگوید تا اگر قرار است کسی صدمه بخورد خود او باشد. بدین ترتیب این سخنرانی مهر و نشان چنین ایثاری را نیز بر جبین دارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;یکی از صفات خوب پسر من استقامت او در راه عقیده اش بود. به عنوان شاهد : در کلاس پنجم دانشسرا بود که کتاب ابوذر را ترجمه کرد ... از آن زمان تا ساعتی که از دنیا رفت راه او راه ابوذر بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                                                   &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;    &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                     &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&quot;استاد شریعتی پدر دکتر&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt; &lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt 126pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Jun 2008 09:18:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بمناسبت 29 خرداد </title>
<link>http://amooyadegar.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=336 src=&quot;http://www.fararu.com/images/docs/000002/n00002007-r-b-002.jpg&quot; width=300&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fararu.com/images/docs/000002/n00002007-r-b-002.jpg&quot; target=_top&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff6633&gt;وصیت نامه دکتر علی شریعتی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;... به هر حال پس از بر طرف شدن موانع خروج از کشور به قصد حج خود را آماده کرد و به عنوان یک مسلمان وصیت خود را نوشت. زمستان سال 1348« امروز دوشنبه سیزدهم بهمن ماه پس از یک هفته رنج بیهوده و دیدار چهره های بیهوده تر شخصیتهای مدرج، گذرنامه را گرفتم و برای چهارشنبه جا رزرو کردم که گفتند چهار بعد از ظهر در فرودگاه حاضر شوید که هشت بعد از ظهر احتمال پرواز هست (نشانه¬ای از تحمیل مدرنیزم قرن بیستم بر گروهی که به قرن بوق تعلق دارند). 
&lt;P&gt;گر چه هنوز تا مرز احتمالات ارضی و سماوی فراوان است اما به حکم ظاهر امور، عازم سفرم و به حکم شرع، در این سفر باید وصیت کنم. 
&lt;P&gt;وصیت یک معلم که از هیجده سالگی تا امروز که در سی و پنج سالگی است، جز تعلیم کاری نکرده و جز رنج چیزی نیندوخته است چه خواهد بود؟ جز این که همه قرضهایم را از اشخاص و از بانکها با نهایت سخاوت و بی دریغی، تماما واگذار میکنم به همسرم که از حقوقم (اگر پس از فوت قطع نکردند) و حقوقش و فروش کتاب¬هایم و نوشته¬هایم و آن چه دارم و ندارم بپردازد؛ که چون خود می¬داند، صورت ریزَش ضرورتی ندارد. 
&lt;P&gt;همه امیدم به &quot;احسان&quot; است در درجه اول، و به دو دخترم در درجه دوم. و این که این دو را در درجه دوم آوردم، نه به خاطر دختر بودن آن¬ها و امل بودن من است ــ به خاطر آن است که در شرایط کنونی جامعه ما، دختر شانس آدم حسابی شدنش بسیار کم است، که دو راه بیشتر ندارد و به تعبیر درست؛ دو بیراهه: 
&lt;P&gt;یکی؛ همچون کلاغ ِ شوم در خانه ماندن و به قار قار کردن¬های زشت و نفرت بار، احمقانه زیستن که یعنی زن نجیب متدین. و یا تمام شخصیت انسانی و ایده¬آل و معنویش در ماتحتش جمع شدن، و تمام ارزش¬های متعالیش در اسافل اعضایش خلاصه شدن و عروسکی برای بازی ابله¬ها و یا کالایی برای کسبه مدرن و خلاصه دستگاهی برای مصرف کالاهای سرمایه¬داری فرنگ شدن که یعنی زن روشنفکر متجدد. و این هر دو یکی است. گرچه دو وجهه متناقض ِ هم، اما وقتی از انسان بودن خارج شود، دیگر چه فرقی دارد که یک جغد باشد یا یک چُغوک ، یک آفتابه شود یا یک کاغذ مستراح؟ مستراح شرقی گردد یا مستراح فرنگی؟ و آنگاه در برابر این تنها دو بیراهه¬ای که پیش پای دختران است سرنوشت دخترانی که از پدر محرومند تا چه حد می¬تواند معجزآسا و زمانه شکن باشد؟ و کودکی تنها، در این تند موج ِ این سیل کثیفی که چنین پر قدرت به سراشیب باتلاق فرو می¬رود تا کجا می¬تواند بر خلاف جریان شنا کند و مسیری دیگر را برگزیند؟ 
&lt;P&gt;1. به لهجه خراسانی یعنی گنجشک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گر چه امیدوار هستم؛ که گاه در روح¬های خارق¬العاده چنین اعجازی سر زده است. پروین اعتصامی از همین دبیرستان¬های دخترانه بیرون آمده، و مهندس بازرگان از همین دانشگاه¬ها و دکتر سحابی از میان همین فرنگ رفته¬ها و مصدق از میان همین &quot;دوله&quot; ها و &quot;سلطنه&quot; های &quot;صلصال کالفخار من حماء مسنون&quot;، و &quot;اینشتین&quot; از همین نژاد پلید و &quot;شوایتزر&quot; از همین اروپای قسی آدمخوار و &quot;لومومبا&quot; از همین نژاد برده و &quot;مهراوه&quot; پاک از همین نجس¬های هند و پدرم از همین مدرسه¬های آخوند ریزو ... به هر حال &quot;آدم&quot; از لجن و &quot;ابراهیم&quot; از &quot;آزر&quot; بت تراش و &quot;محمد&quot; از خاندان بتخانه دار ، به دل من امید می¬دهند که حساب¬های علمی مغز را نادیده انگارد و به سر نوشت کودکانم در این لجنزار بت پرستی و بت تراشی که همه پرده دار بت خانه می¬پرورد امیدوار باشم. 
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;دوست می¬داشتم که &quot;احسان&quot; متفکر، معنوی، پراحساس، متواضع، مغرور و مستقل بار آید. خیلی می¬ترسم از پوکی و پوچی موج نوی¬ها و ارزان فروشی و حرص و نوکر مآبی این خواجه تاشان نسل جوان معاصر؛ و عقده¬ها و حسد¬ها و باد و بروت¬ها ی بیخودی ِ این روشنفکران سیاسی. که تا نیمه¬های شب منزل رفقا یا پشت میز آبجو فروشی¬ها، از کسانی که به هر حال کاری می¬کنند بد می¬گویند و آنها را با فیدل کاسترو مائوتسه تونگ و چه گوارا می¬سنجند و طبعا محکوم می¬کنند، و پس از هفت هشت ساعت در گوشی¬های انقلابی و کارتند[؟] و عقده گشایی¬های سیاسی با دلی پر از رضایت از خوب تحلیل کردن ِ قضایای اجتماعی که قرن حاضر با آن در گیر است و طرح درستِ مسایل ــ آنچنان که به عقل هیچکس دیگر نمی¬رسد ــ به منزل برمی¬گردند و با حالتی شبیه به چه گوارا و در قالبی شبیه لنین زیر کرسی می¬خوابند. 
&lt;P&gt;و نیز می¬ترسم از این فضلای افواه¬الرجالی شود: 
&lt;P&gt;از روی مجلات ماهیانه، اگزیستانسیالیست و مارکسیست و غیره شود. 
&lt;P&gt;و از روی اخبار خارجی رادیو و روزنامه، مفسر سیاسی، 
&lt;P&gt;و از روی فیلم¬های دوبله شده به فارسی، امروزی و اروپایی، 
&lt;P&gt;و از روی مقالات و عکس¬های خبری مجلات هفتگی و نیز دیدن توریست¬های فرنگی که از خیابان¬های شهر می¬گذرند، نیهیلیست و هیپی و آنارشیست، 
&lt;P&gt;و یا [ از روی] نشخوار حرف¬های بیست سال پیش حوزه¬های کارگری حزب توده، ماتریالیست و سوسیالیست چپ، 
&lt;P&gt;و از روی کتاب¬های طرح نو ، &quot;اسلام و ازدواج&quot; ، &quot;اسلام و اجتماع&quot;، &quot;اسلام و جماع&quot;، اسلام و فلان و بهمان ... اسلام شناس، 
&lt;P&gt;و از روی مرده ریگ انجمن پرورش افکار بیست ساله، روشنفکر مخالف خرافات، 
&lt;P&gt;و از روی کتاب چه می¬دانم، در باب کشور¬های در حال عقب رفتن، متخصص کشور¬های در حال رشد، 
&lt;P&gt;و از روی ترجمه های غلط و بی¬معنی از شعر و ادب و موزیک و تئاتر و هنر امروز، صاحبنظر ِ وراج ِ لفاظِ ضد بشرِ هذیان گوی ِ مریض ِ هروئین گرای ِ خنگ، که یعنی: ناقد و شاعر نوپرداز و ... 
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه من به او &quot;چه شدن&quot; را تحمیل نمی¬کنم. او آزاد است. او خود باید خود را انتخاب کند. من یک اگزیستانسیالیست هستم. البته اگزیستانسیالیستم ویژه خودم؛ نه تکرار و تقلید و ترجمه. که از این سه تا ی منفور همیشه بیزارم. به همان اندازه که از آن دو تای دیگر؛ تقی زاده و تاریخ، از نصیحت نیز هم، از هیچکس هیچوقت نپذیرفته¬ام. و به هیچکس، هیچوقت نصیحت نکرده¬ام. هر رشته¬ای را بخواهد می¬تواند انتخاب کند. اما در انتخاب آن، ارزش فکری و معنوی باید ملاک انتخاب باشد، نه بازار داشتن و گران خریدنش. من می¬دانستم که به جای کار در فلسفه و جامعه شناسی و تاریخ، اگر آرایش می¬خواندم یا بانکداری و یا گاوداری و حتا جامعه شناسی به درد بخور، آنچنانکه جامعه شناسان نوظهور ما برانند که فلان ده یا موسسه یا پروژه را اتود می¬کنند و تصادفا به همان نتایج علمی می¬رسند که صاحبکار سفارش داده، امروز وصیتنامه¬ام، به جای یک انشاء ادبی، شده بود صورتی مبسوط از سهام و املاک و منازل و مغازه¬ها و شرکت¬ها و دم و دستگاه¬ها که تکلیفش را باید معلوم می¬کردم و مثل حال، به جای اقلام، الفاظ ردیف نمی¬کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما بیرون از همه حرف¬های دیگر اگر ملاک را لذت جستن تعیین کنیم، مگر لذت اندیشیدن، لذت یک سخن خلاقه، یک شعر هیجان آور، لذت زیبایی¬های احساس و فهم و مگر ارزش برخی کلمه¬ها از لذت موجودی حساب جاری یا لذت فلان قباله محضری کمتر است؟ 
&lt;P&gt;چه موش آدمیانی که فقط از بازی با سکه در عمر لذت می¬برند! و چه گاوانسان¬هایی که فقط از آخورآباد و زیر سایه درخت چاق می¬شوند. من اگر خودم بودم و خودم، فلسفه می¬خواندم و هنر. تنها این دو است که دنیا برای من دارد. خوراکم فلسفه، و شرابم هنر، و دیگر بس. اما من از آغاز متأهل بودم، ناچار باید برای خانواده¬ام کار می¬کردم و برای زندگی آنها زندگی می¬کردم. ناچار جامعه شناسی مذهبی و جامعه شناسی جامعه مسلمانان که به استطاعت اندکم شاید برای مردمم کاری کرده باشم، برای خانواده گرسنه و تشنه و محتاج و بی کسم، کوزه آبی آورده باشم. 
&lt;P&gt;او آزاد است که خود را انتخاب کند و یا مردم را، اما هرگز نه چیز دیگری را، که جز این دو هیچ چیز در این جهان به انتخاب کردن نمی¬ارزد، پلید است، پلید. 
&lt;P&gt;فرزندم! تو می¬توانی هر گونه &quot;بودن&quot; را که بخواهی باشی، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچکس، هیچ چیز. 
&lt;P&gt;انسان یعنی چه؟ انسان موجودی است که آگاهی دارد ( به خود و جهان) و می¬آفریند (خود را و جهان را) و تعصب می¬ورزد و می¬پرستد و انتظار می¬کشد و همیشه جویای مطلق است؛ جویای مطلق. این خیلی معنی دارد. رفاه، خوشبختی، موفقیت¬های روزمره زندگی و خیلی چیز¬های دیگر به آن صدمه می¬زند. اگر این صفات را جزء ذات آدمی بدانیم، چه وحشتناک است که می¬بینیم در این زندگی مصرفی و این تمدن رقابت و حرص و برخورداری، همه دارد پایمال می¬شود. انسان در زیر بار سنگین موفقیت¬هایش دارد مسخ می¬شود، علم امروز انسان را دارد به یک حیوان قدرتمند بدل می¬کند. تو هر چه می¬خواهی باشی باش اما ... آدم باش. 
&lt;P&gt;2. مقصود او در اینجا از خانواده اجتماع است و مقصود از تأهل، تعهد به مردم. 
&lt;P&gt;اگر پیاده هم شده است سفر کن. در ماندن، می¬پوسی. هجرت کلمه بزرگی در تاریخ &quot;شدن&quot; انسان¬ها و تمدن¬ها است. اروپا را ببین. اما وقتی ایران را دیده باشی، وگرنه کور رفته¬ای، کر باز گشته¬ای. افریقا مصراع دوم بیتی است که مصراع اولش اروپا است. در اروپا مثل غالب شرقی¬ها بین رستوران و خانه و کتابخانه محبوس ممان. این مثلث بدی است. این زندان سه گوش همه فرنگ رفته¬های ماست. از آن اکثریتی که وقتی از این زندان روزنه¬ای به بیرون می¬گشایند و پا به درون اروپا می¬گذارند، سر از فاضلاب شهر بیرون می¬آورند حرفی نمی¬زنم که حیف از حرف زدن است. این¬ها غالبا پیرزنان و پیر مردان خارجی دوش و دختران خارجی گز فرنگی را با متن راستین اروپا عوضی گرفته¬اند. چقدر آدم¬هایی را دیده¬ام که بیست سال در فرانسه زندگی کرده¬اند و با یک فرانسوی آشنا نشده¬اند. فلان آمریکایی که به تهران می¬آید و از طرف مموش¬های شمال شهر و خانواده¬های قرتی ِ لوس ِاشرافی ِکثیفِ عنتر ِفرنگی احاطه می¬شود، تا چه حد جو خانواده ایرانی و روح جاده [ساده؟] شرقی و هزاران پیوند نامرئی و ظریف انسانی خاص قوم را لمس کرده¬است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر به اروپا رفتی اولین کارت این باشد که در خانواده¬ای اتاق بگیری که به خارجی¬ها اتاق اجاره نمی¬دهند. در محله¬ای که خارجی¬ها سکونت ندارند. از این حاشیه مصنوعی ِبیمغز ِآلوده دور باش. با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش. &quot;کن مع الناس و لا تکن مع الناس&quot; واقعا سخن پیغمبرانه است. 
&lt;P&gt;واقعیت، خوبی، و زیبایی؛ در این دنیا جز این سه، هیچ چیز دیگر به جستجو نمی¬ارزد.. نخستین، با اندیشیدن، علم. دومین، با اخلاق، مذهب. و سومین، با هنر، عشق. 
&lt;P&gt;[عشق] می¬تواند تو را از این هر سه محروم کند. یک احساساتی لوس سطحی هذیان گوی خنگ. چیزی شبیه &quot;جواد فاضل&quot;، یا متین¬ترَش؛ &quot;نظام وفا&quot;، یا لطیف تـَرَش؛ &quot;لامارتین&quot;، یا احمق تـَرَش؛ &quot;دشتی&quot;، یا کثیف تـَرَش؛&quot;بلیتیس&quot;! و نیز می¬تواند تو را از زندان تنگ زیستن، به این هر سه دنیای بزرگ پنجره¬ای بگشاید و شاید هم دری ... و من نخستینش را تجربه کرده¬ام و این است که آن را &quot;دوست داشتن&quot; نام کرده¬ام. که هم، همچون علم و بهتر از علم آگاهی می¬بخشد و هم همچون اخلاق، روح را به خوب بودن می¬کشاند و خوب شدن. و هم زیبایی و زیبایی¬ها (که کشف می¬کند،که می¬آفریند) چقدر در این دنیا بهشت¬ها و بهشتی¬ها نهفته است. اما نگاه¬ها و دل¬ها همه دوزخی است. همه برزخی است که نمی¬بیند و نمی¬شناسد. کورند و کرند. چه آوازهای ملکوتی که در سکوت عظیم این زمین هست و نمی¬شنوند. همه جیغ و داد و غرغرو نق نق و قیل و قال و وراجی و چرت و پرت و بافندگی و محاوره. 
&lt;P&gt;وای، که چقدر این دنیای خالی و نفرت بار برای فهمیدن و حس کردن سرمایه دار است! لبریز است! چقدر مایه¬های خدایی که در این سرزمین ابلیس نهفته¬است! زندگی کردن وقتی معنی می¬یابد که فن استخراج این معادن 
&lt;P&gt;3. با مردم باش و با مردم مباش 
&lt;P&gt;ناپیدا را بیاموزی و تو می¬دانی که چقدر این حرف با حرف¬های &quot;ژید&quot; به &quot;ناتانائل&quot;ش شبیه است، با آن متناقض است! تنها نعمتی که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو می¬کنم، تصادف با یکی دو روح فوق¬العاده است، با یکی دو دل بزرگ، با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیبا است. چرا نمی¬گویم بیشتر؟ بیشتر نیست. &quot; یکی&quot; بیشترین عدد ممکن است. &quot;دو&quot; را برای وزن کلام آوردم و، نیست. گرچه من به اعجاز حادثه¬ای، این کلام موزون را در واقعیت ِ ناموزون زندگیم، به حقیقت، داشتم.&quot;برخوردم&quot; (به هر دو معنی کلمه. 
&lt;P&gt;&quot;کویر&quot; را برای لمس کردن روحی که به میراث گرفته¬ام و به میراثت می¬دهم بخوان و آن دستخط پشت عکسم را که در پاسخ خبر تولدت فرستادم برای تنها و تنها &quot;نصیحت&quot; که در زندگی مرتکب شده¬ام حفظ کن( به هر دو معنی کلمه) 
&lt;P&gt;اما تو &quot;سوسن&quot; ساده مهربان ِاحساساتی ِزیباشناس ِ منظم ِدقیق و تو &quot;سارا&quot;ی رندِ عمیق ِ عصیانگرِ مستقل. برای شما هیچ توصیه¬ای ندارم. در برابر این تند بادی که بر آینده پیش ساخته شما می¬وزد، کلمات که تنها امکاناتی است که اکنون در اختیار دارم چه کاری می¬توانند کرد؟ اگر بتوانید در این طوفان کاری کنید، تنها به نیروی اعجاز گری است که از اعماق روح شما سر زند، جوش کند و اراده¬ای شود مسلح به آگاهی¬ای مسلط بر همه چیز و نقاد هر چه پیش می¬آورند و دور افکننده هر لقمه¬ای که می¬سازند. چه سخت و چه شکوهمند است که آدمی طباخ غذاهای خویش باشد. مردم همه نشخوار کنندگانند و همه خورندگان آنچه برایشان پخته¬اند. دعوای امروز بر سر این است که لقمه کدام طباخی را بخورند . هیچکس به فکر لقمه ساختن نیست. آنچه می¬خورند غذاهایی است که دیگران هضم کرده¬اند. و چه مهوع! 
&lt;P&gt;آن هم کی ها می¬سازند؟! رهبران روشنفکر ِزنان ِامروز ِاجتماع ما! آن¬ها که مدل نوین زن بودن شده¬اند! &quot;هفده دی¬ای ها&quot;! آزادزنان! این تنها صفتی است که آن¬ها موصوفات راستین آنند؛ آزاد از ... عفت کلام اجازه نمی¬دهد. این چادر های سیاه را، نه فرهنگ و تمدن جدید، و نه رشد فکری، و نه شخصیت یافتن واقعی، و نه آشنایی با روح و بینش و مدنیت اروپا، بلکه آجان و قیچی از سر اینان برداشت، بر اندام اینان درید، و آنگاه نتیجه این شد که همان &quot;شاباجی خانم&quot; شد که بود، منتها به جای حنا بستن، گلمو می¬زند و به جای خانه نشستن و غیبت کردن، شب 
&lt;P&gt;4. مقصود دکتر احتمالا این کلمات باشد: &quot;پوران عزیزم این عکس را که چند لحظه پس از شنیدن خبر تولد احسان در یک کافه برداشته¬ام به رسم یادگار به تو تقدیم می کنم آثار پیری و &quot;بابا&quot; شدن به همین زودی در چهره ام نمایان است آن را به یادگار نگه دار تا بیست سال دیگر این خط شعر را که از زبان فردوسی به تو می نویسم بخواند و بداند که میراث اجدادی خویش را که جز کتاب و فقر و آزادگی نیست چگونه باید حفظ کند و او نیز جز رنج و علم و شرف در حیات خویش چیزی نیندوزد 
&lt;P&gt;چنین گفت مر جفت را نره شیر 
&lt;P&gt;که فرزند ما گر نباشد دلیر 
&lt;P&gt;ببریم از او مهر و پیوند پاک 
&lt;P&gt;پدرش آب دریا و مادرش خاک 
&lt;P&gt;1338 پاریس علی شریعتی 
&lt;P&gt;آن هم کی ها می¬سازند؟! رهبران روشنفکر ِزنان ِامروز ِاجتماع ما! آن¬ها که مدل نوین زن بودن شده¬اند! &quot;هفده دی¬ای ها&quot;! آزادزنان! این تنها صفتی است که آن¬ها موصوفات راستین آنند؛ آزاد از ... عفت کلام اجازه نمی¬دهد. این چادر های سیاه را، نه فرهنگ و تمدن جدید، و نه رشد فکری، و نه شخصیت یافتن واقعی، و نه آشنایی با روح و بینش و مدنیت اروپا، بلکه آجان و قیچی از سر اینان برداشت، بر اندام اینان درید، و آنگاه نتیجه این شد که همان &quot;شاباجی خانم&quot; شد که بود، منتها به جای حنا بستن، گلمو می¬زند و به جای خانه نشستن و غیبت کردن، شب نشینی می¬کند و پاسور می¬زند. یک &quot;ملا باجی&quot; اگر ناگهان تنبانش را در آورد و یا به زور درآوردند چه تغییراتی در نگاه و احساس و تفکر و شخصیتش رخ خواهد داد؟ 
&lt;P&gt;اما مسأله به همین سادگی¬ها نیست. &quot;زن روز&quot; آمار داده¬است که از 1956 تا 66 (ده سال) موسسات آرایش و مصرف لوازم آرایش در تهران پانصد برابر شده است. و این تنها منحنی تصاعدی مصرف در دنیا و در تاریخ اقتصاد است و نیز تنها علت غایی همه این تجدد بازی ها و مبارزه با خرافات و آزاد شدن نیمی از اندام اجتماع که تا کنون فلج بود و زندانی بود و از این حرف¬ها ... اما این¬ها باز یک فضیلت را دارایند. یعنی یک امتیاز بر رقبای املشان. .... چه گرفتاری عجیبی در قضاوت میان این دو صفِ متجانس ِمتخاصم پیدا کرده¬ام. هر وقت آن &quot;ملاباجی گشنیز خانم¬ها&quot; را می¬بینم می¬گویم؛ باز هم آن¬ها. و هر وقت آن &quot;جیگی جیگی ننه خانم¬ها&quot; را می¬بینم، می¬گویم باز هم همین¬ها. 
&lt;P&gt;و اما تو همسرم. چه سفارشی می¬توانم به تو داشت؟ تو که با از دست دادن من هیچکسی را در زندگی کردن از دست نداده¬ای. نه در زندگی، در زندگی کردن. به خصوص بدان گونه که مرا می¬شناسی و بدان صفات که مرا می¬خوانی. نبودن من خلائی در میان داشتن¬های تو پدید نمی¬آورد. و با این حال که چنان تصویری از روح من در ذهن خود رسم کرده¬ای وفای محکم و دوستی استوار و خدشه ناپذیرت به این چنین منی، نشانه روح پر از صداقت و پاکی و انسانیت توست. 
&lt;P&gt;به هر حال اگر در شناختن صفات اخلاقی و خصایل شخصیت انسانی من اشتباه کرده باشی در این اصل هر دو هم عقیده¬ایم که: اگر من هم انسان خوبی بوده¬ام همسر خوبی نبوده¬ام. و من به هر حال آن قدر خوب هستم که بدی¬های خویش را اعتراف کنم و آنقدر قدرت دارم که ضعف¬هایم را کتمان نکنم و در شایستگیم همین بس که خداوند با دادن تو آنچه را به من نداده است جبران کرده است و این است که اکنون در حالی که همچون یک محتضر وصیت می¬کنم ، احساس محتضر ندارم. که با بودن تو، می¬دانم که نبودن ِمن، هیچ کمبودی را در زندگی کودکانم پدید نمی¬آورد و تنها احساسی که دارم همان است که در این شعر توللی آمده¬است که: 
&lt;P&gt;برو ای مرد، برو چون سگ آواره بمیر/ که وجود تو به جز لعن خداوند نبود// سایه شوم تو جز سایه ناکامی و یأس/ بر سر همسر و گهواره فرزند نبود 
&lt;P&gt;از طرف مالی، تنها یادآوری این است که به حساب خودم آنچه را از پول خود در هنگام زلزله خرج کردم از حساب 2 بانک تعاونی و توزیع برداشت کرده¬ام، و البته دلم از این کار چرکین بود و قصد داشتم در عید امسال که قرضی می¬کنم یا چیزی می¬فروشم، برای پول منزل آن را مجددا باز گردانم و امیدوارم تو این کار را بکنی. 
&lt;P&gt;آرزوی دیگرم این بود که یک سهم آب و زمین از &quot;کاهه&quot; بخرم به نام مادرم وقف کنم و درآمدش صرف هزینه تحصیل شاگردان ممتاز مدرسه این ده شود که در سبزوار تحصیلاتشان را تا سیکل یا دیپلم ادامه دهند (ماهی جهارصد و پنجاه تومان برای هر فرد و بنا بر این سالی سه محصل می¬توانند از این بابت درس بخوانند البته با کمک¬های اضافی من و خانواده خودش) 
&lt;P&gt;کار سوم این که جمعی از شاگردان آشنایم همه حرف¬ها و درس¬های چهار سال دانشکده را جمع و تدوین کنند و منتشر سازند که بهترین حرف¬های من در لابلای همین درس¬های شفاهی و گفت و شنود¬های متفرقه نهفته است. ... و نیز کنفرانس¬های دانشکاهیم جداگانه، و نوشته¬های ادبیم در سبک کویر، جدا؛ و نوشته¬های پراکنده فکری و تحقیقیم جدا، و آنچه در اروپا نوشته¬ام جمع آوری شود و نگهداری، تا بعد¬ها که انشاءالله چاپ شود. . شعرهایم همه به دقت جمع آوری شود و سوزانده شود که نماند، مگر &quot;قوی سپید&quot; و &quot;غریب راه&quot; و &quot;در کشور&quot; و &quot;شمع زندان&quot; و درس¬های اسلام شناسی، از &quot;سقیفه به بعد&quot;، با &quot;امت و امامت&quot; در ارشاد و کنفرانس¬های مربوط به حضرت علی و علت تشیع ایرانیان و دیالکتیک پیدایش فرق در اسلام و هر چه به این زمینه¬ها می¬آید از جمله &quot;بیعت&quot; در کانون مهندسین و &quot;علی حقیقتی بر گونه اساطیر&quot; و ... همه در یک جلد به نام جلد دوم اسلام شناسی تحت عنوان &quot;امت و امامت&quot; تدوین شود. 
&lt;P&gt;اگر مترجمی شایسته پیدا شد متن مصاحبه مرا با &quot;گیوز&quot; به فارسی ترجمه کند. در باره این آثار بخصوص کتاب DESALIENATION DES SOCIETES MUSULMANS مرا و همچنین مقاله SOCIOLOGIE D’INITIATION مرا که با چهار جامعه شناس خارجی تحقیق کرده¬ایم و &quot;اوت زتود&quot; چاپ کرده است. کتاب L’ANGE SOLITAIRE مرا دلم نمی¬خواهد ترجمه کنند. کار گذشته¬ای و رفته¬ای است. 
&lt;P&gt;همه التماس¬هایت را از قول من نثار ... عزیزم کن که آنچه را از من جمع کرده و در باره¬ام نوشته از چاپش منصرف شود که خیلی رنج می¬برم. 
&lt;P&gt;از دوستانم که در سال¬های اخیر به علت انزوایی که داشتم و خود معلول حالت روحی و فشار طاقت شکن فکری و عصبی بود، از من آزرده شده¬اند، پوزش می¬طلبم.و امیدوارم بدانند که دوری از آن¬ها نبود، گریز به خودم بود و این دو، یکی نیست. 
&lt;P&gt;کتاب &quot;کویر&quot; را با اتمام آخرین مقاله و افزودن &quot;داستان خلقت&quot; یا &quot;دردبودن&quot; پس از پاکنویس تمام کنید و منتشر سازید. مقدمه¬اش تنها نوشته عین القضاة است. و در اولین صفحه¬اش این جمله &quot;توماس ولف&quot;: &quot;نوشتن برای فراموش کردن است نه برای به یاد آوردن&quot; 
&lt;P&gt;در پایان این حرف¬ها بر خلاف همیشه احساس لذت و رضایت می¬کنم که عمرم به خوبی گذشت. هیچوقت ستم نکردم. هیچوقت خیانت نکردم و اگر هم به خاطر این بود که امکانش نبود، باز خود سعادتی است. تنها گناهی که مرتکب شده¬ام، یک بار در زندگیم بود که به اغوای نصیحتگران ِبزرگتر، و به فن کلاهگذاری سر خدا ... ، در هیجده سالگی، اولین پولی که پس از هفت هشت ماه کار، یکجا حقوقم را دادند و پولی که از مقاله نویسی جمع کرده بودم، پنج هزار تومان شد. و چون خرجی نداشتم، گفتند به بیع وشرط بده. من هم از معنی این کثافتکاری بیخبر، خانه کسی را گرو کردم به پنج هزار تومان، و به خودش اجاره دادم ماهی صد تومان. و تا پنج شش ماه، ماهی صد تومان ربح پولم را به این عنوان می¬گرفتم . و بعد فهمیدم که بر خلاف عقیده علما و مصلحین دنیا، این یک کار پلیدی است و قطعش کردم و اصل پولم را هم به هم زدم. اما لکه چرکش هنوز بر زلال قلبم هست و خاطره اش بوی عفونت را از عمق جانم بلند می¬کند و کاش قیامت باشد و آتش و آن شعله¬ها که بسوزاندش و پاکش کند. و گناه دیگرم که به خاطر ثوابی مرتکب شدم و آن مرگ دوستی بود که شاید می¬توانستم مانعش شوم، کاری کنم که رخ ندهد، نکردم. گر چه نمی¬دانستم که به چنین سرنوشتی می¬کشد و نمی¬دانم چه باید می¬کردم. در این کار احساس پلیدی نمی¬کنم. اما ده سال تمام گداخته¬ام و هر روز هم بدتر می¬شود و سخت¬تر. و اگر جرمی بوده است آتش مکافاتش را دیده¬ام و شاید بیش از جرم. و جز این، اگر انجام ندادن خدمتی یا دست نزدن به فداکاری گناه نباشد، دیگر گناهی سراغ ندارم. 
&lt;P&gt;و خدا را سپاس می¬گزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین&quot;شغل&quot; را در زندگی مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم می¬دانستم و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب، معلمی است و نویسندگی و من از هیجده سالگی کارم، این هر دو. و عزیزترین و گران¬ترین ثروتی که می¬توان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان، و من تنها اندوخته¬ام این، و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم. و امیدوارم این میراث را فرزندانم نگاه دارند و این پول را به ربح دهند و ربای آن را بخورند که حلال¬ترین لقمه است. 
&lt;P&gt;و حماسه¬ام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمی¬شناخت و فخرم این که در برابر هر مقتدر تر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیف تر از خودم متواضعترین. 
&lt;P&gt;و آخرین وصیتم، به نسل جوانی که وابسته آنم. و از آن میان به خصوص روشنفکران، و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچوقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمی¬توانسته¬اند به سادگی مقامات حساس و موفقیت¬های سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست می¬دهند بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که به دست می¬آورند. 
&lt;P&gt;و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده¬است که &quot;شرافت مرد همچون بکارت یک زن است. اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی¬تواند&quot;. 
&lt;P&gt;و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگ¬ترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن &quot;متن مردم&quot; است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد برده¬ایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاش¬های ماست. 
&lt;P&gt;و آخرین سخنم به آن¬ها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی می¬کوبیدند، این که: 
&lt;P&gt;دین چو منی گزاف و آسان نبود / روشن تر از ایمان من ایمان نبود // در دهر چو من یکی و آن هم کافر! / پس در همه دهر یک مسلمان نبود 
&lt;P&gt;ایمان در دل من، عبارت از آن سیر صعودی¬ای است که پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی _ به معنای علمی کلمه _ و آزادی انسانی _ به معنای غیر بورژوازی اصطلاح _ در زندگی آدمی آغاز می¬شود.» 
&lt;P&gt;5.بوعلی سینا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Jun 2008 05:06:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amooyadegar&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>amooyadegar</dc:creator>
<guid>http://amooyadegar.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
